چه زیبا گفت مترسک وقتی نمیشود رفت همین یک پا هم اضافیست......



تاريخ : شنبه بیست و دوم شهریور 1393 | 17:25 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
در زندگی

یک روزهایی میشود که دوس داری بزنی به بیابان

بیابان پیدا نمیکنی میزنی به خیابان بادنیا که هیچ با خودتم قهر میکنی.......



تاريخ : پنجشنبه بیستم شهریور 1393 | 8:40 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
بازم دوست دارم با اینکه خیلی چیزا دیدم و چشم پوشی کردم...........

تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 | 18:8 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
صدای نازت..
صدای نازت دیوونشم، صدای لطیف و مهربونت داغم میکنه مثل سحر که خورشید آروم آروم طلوع میکنه و زمین گرم میکنه، صدات جذابترین و خوشگلترین صداست، گوشام اونو توی وجودم پخش میکنه
وقتی صدای نفسات میشنوم زبونم بند میاد و نفسام با نفست هماهنگ میشه، چقدر قشنگه با نفسات نفس کشیدن
عشق من گوش های من به صدای تو عادت دارن، جز حرفهای تو هیچ حرفی رو متوجه نمیشن
هرکسی یه چیزی دوای دردشه که میتونه سخت ترین لحظه ی عمرشو واسش شیرین کنه، صدات دوای دردهای منه دردهایی که هیچ کس و هیچ چیز حتی درکش نمیکنه
عزیزم وقتی صدات میشنوم نمیدونم گوش بدم یا جواب حرفات بدم!
کم میارم از عشقم واست بگم چون اونقدر زیاده که هیچ زبانی قادر نیست ازش حرف بزنه، وقتی میگم خیلی عاشقتم میفهمم که هیچی از عشقم حتی بهش اشاره هم نکردم
تنها تویی که درکم میکنی
بی تو هرگز
خیلی دوست دارم

صدات شاهکاره خلقته



تاريخ : جمعه نهم تیر 1391 | 17:28 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

پنهــــــــان کـــــــــــن در آغوشـــــت مـــــرا

مـــــــــــرا در نهـــــــــانی تریـــــــــن گوشه ی  آغوشــــت پنهــــــان کــــــن...

آنــــــــ ســــــوی تاریکـــــــی  .. بر پهنـــــه ی زندگـــــــــــی

آنــــ جا کهـــ  هـــــــــوا از رویــــــــای بهــــــار شفافــــــ تر استـــــــ و

بــــــــاران ســ ـرود آفتابـــــــــــ را تکـــــــــرار می کنـــد ...

راز چشـــــمهایتــ ستـــــــاره ی بختــمــــ بــــــــــود که  درخشـــــــــید

و مهــــــــتاب را در نگاهــــــــم زمــــــــزمه کــــــــرد

لبهـــــــــایت خنــــــده را که ســــــــال ها در گلـــــو گمـــ شدهـــ بـــــــود را

در چهــــــــار ســـوی زمــــانــــــ دوبــــــارهـــ فریــــــاد کشــــــید

 و آمدنــت کویـــــــــــر دســـتانم را شــــــکوفه بـــــــــاران کــــــرد...!!!

پنهـــــــــان کنــــ مــــــرا در آغوشــــــی کهـــ نامـــــش

 دوســتـــــــ   داشـــــــتن استـــــــــ ...

امـشبـ هـیچـیـ نـمےخـوآهـم 

 فقــط بـیـآ..
می خـواهـمـ تـا سحـر بـه چشـمـآنـ آسمـآنـیـ اتـ خیـرهـ بـمــآنـمـ ...

هـمیـنـ کـآفـیـ استـ ...

بـرآے آرامـشـ قلبـ بــیـ قـرآرمـ

تــو فقـ ـط بـیــآ ...

در آغـ ـوشم که میـ ـگیریـ آنقـ ــدر آرامـ میـ ـشومـ

کـ ـهـ فـ ـراموشـ میـ ـکنمـ بـایـ ـد نـ ـفسـ بـ ـکشمـ ...

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو آرامش یافته ام

که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام

که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام

که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست

پس امانم بده

که تا ابد در دل این زیبایی آرامش بگیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم

چقدر شیرین است با تو بودن ،در آغوش تو آرام گرفتن،با بوسه ای از لبانت به اوج عشق رسیدن..

زندگی ام فقط با تو زیباست،تویی که دنیای من،وجود منی..تویی که تنها دلیل تپیدن قلب منی..

هر لحظه که می گذرد بیشتر به زیبایی عشقمان پی می برم..به راستی که عشق ما،زیباترین

عشق دنیاست..ما با هم کامل می شویم،فقط در کنار هم معنا پیدا می کنیم..با هم به شیرینی

زندگی پی می بریم،با هم زندگی می کنیم،با هم به اوج عشق می رسیم..تا همیشه!

عشق من!بودن تو بودن من است..فقط می توانم بگویم:بی نهایت تر از بی نهایت عاشقتم!



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 | 20:12 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم



 



تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 21:39 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
می نویسم از قلب مهربانت از ان احساس پاکت 
می نویسم از چشمان زیبایت ازنگاه پر از عشقت 

با صداقت می نویسم 

نخستین عشقم تویی 
و با یکدلی می نویسم که با تو 
تا اخرین لحظه خواهم ماند 
با چشمان خیس می نویسم 
که خیلی مهرت در دلم نشسته و با بغض می نویسم 

می نویسم از ان حرفهای شیرینت 

و ان لحظه ی رویایی که من و تو در ان اشنا شدیم 
و شیفته ی قلب های سرخ هم شدیم 

ان چه که می نویسم حرف دل است و بس 

حرف دل عاشق و بی قرار من 

می نویسم و فریاد می زنم 
دوستت دارم


تاريخ : یکشنبه سی ام بهمن 1390 | 23:39 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

بغلم کن عشق خوبم، بذارحس کنم تنت رو

از حرارتت بمیرم، بگیرم عطر تنت رو

واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست

ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیاست

منو که بغل بگیری، گم میشم تو شهر رویا

بند میاد نفس تو سینم مثل لیلا پیش مجنون

به تو شفاف و برهنه، دل سپردم بی محابا

بغلم کن تا نمیرم بی تو، تو دستای سرما

مثل دامن فرشته شب ما قدیس و پاکه

حتی ماه به حرمت ما، عاشقونه تر می تابه

بغلم کن عشق خوبم، بذار آرامش بگیرم

سر بذارم روی شونت با نفسهات خو بگیرم

جز سرانگشتهای گرمت تن من عشقی ندیده

دست بکش رو گونه ی من٬ منو خواب کن تا سپیده




تاريخ : جمعه سی ام دی 1390 | 8:44 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم

آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی

بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ،  

جایی که برایت سرچشمه آرامش است

آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت

بگذار لبهایت را بر روی لبانم ،  

حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت

خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو

دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو

محکم فشرده ام تو را در آغوشم ،  

همین آغوش مهربانت

چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من

قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است

آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،

همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب  برایم یک رویای شیرین بود....

در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ،  

نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام

تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود

گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت

عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ،

عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ،

عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه

خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم ...


 



تاريخ : دوشنبه دوازدهم دی 1390 | 23:40 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
تقدیم به آنکه آفتاب مهرش درآستانه قلبم همچنان پابرجاست وهرگزغروب نخواهدکرد.. تو کیستی!من هر چه از تو می نویسم و می خوانمت کم است. تکرار خاطرات تو زیباست. عشق تو است که دل مرا بی قرار کرده. به هوای دیدنت یک عمر به انتظار نشسته ام. وقتی کنار من هستی ، بهترین حس در وجودم ایجاد می شود. امواج صدایت ساز عشق را زمزمه می کند. آری همیشه تو را در کنارم حس میکنم. عشق را به وجودم تاباندی. در قلبم حضورت را احساس می کنم. باز هم می نویسم از گرمی عشق تو. ای بهترینم، ای خوب من! آسمان عشقمان چقدر زیباست، وقتی شوق پرواز در هوای عشق تو است. از فاصله ای دور صدایت را می شنوم، آری صدای یک فریاد است. صدای نگاه تو سکوت مرا می شکند. صدای نگاه تو ، صدایی آشناست برای من. صدای باور عشق در زیر چتر باران احساس است. با من حرف بزن تا تنهایی شبهایم پر شود. تا نسیم ناب سکوت نگاه مهربانت را حس کنم. تو به اندازه ی زیبایی همین سکوت نگاهت، بیشتر به من نزدیک می شوی. این کشتی نگاه تو، مرا در امواج دریای سکوت غرق می کند. با دل بی قرارم حرف بزن. هر لحظه صدایت آرامش را به قلبم هدیه می دهد. در کنارم بمان تا از نگاهت، عشق را بخوانم. هر لحظه برای همیشه تو را در کنارم می بینم و احساس سکوت نگاه زیبایت را می خواهم. در چهره زیبای تو عشق ابدی را می بینم. تو آشیان گرم محبت را به من هدیه دادی. تندیس عشق همیشگی تو را در قلبم حک می کنم. و آسمان عشق تو را گل باران می کنم. نگاه تو به من امید فردا می دهد. سکوت نگاه زیبایت، دلتنگی را خط می زند. دیگر دلتنگت نیستم تو در کنارم هستی. عاشقت هستم و خواهم ماند. از عشق آتشین تو هیچ وقت خسته نمیشوم ، وجودم از عشقت پر شده ، عشق را با دستای مهربانت به من هدیه دادی.. چه پیونده زیباییست میان قلب من و تو

تاريخ : دوشنبه دوازدهم دی 1390 | 23:35 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
خدایا

از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار.

نگاهی ،

یادی ،

تصویری ،

خاطره ای

 برای هنگامی که فراموش خواهیم کرد

روزی چقدر عاشق بودیم



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 | 22:35 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

جدیدترین عکس های عاشقانه دو نفره-AriaPic.Org



تاريخ : پنجشنبه هفدهم آذر 1390 | 9:5 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
من از قصه زندگی ام نمی ترسم
من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.
ای بهار زندگی ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد
برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.
بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.
بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام


تاريخ : چهارشنبه نهم آذر 1390 | 21:34 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
تو نازنین من بودی مثل حالا تا همیشه

کاشکی به جز من هیچ کسی این قدر زیاد دوست نداشت

یا که دلت عشق منو اول عشقاش می گذاشت


تاريخ : سه شنبه یکم آذر 1390 | 22:36 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
قلبم را دادم به تو که عشق منی ، با تو آمدم، آمدم تا جایی که تو میخواهی، با تو می آیم ، می آیم به هر جا که بروی ، با تو میروم ، میروم هر جا که بروی….
همه جا با توام ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم
نیست یادی در قلبم جز یاد تو ، نیست مهری جز مهر تو در دلم
چشمانم هنوز غرق نگاه زیبای تواند، آنچه پنهان است در پشت نگاهت دنیای عاشقانه من است
همه جا با توام ، آنجا و اینجا در قلبم ، اینجا و آنجا در قلبت ، می تابم و و میتابی ، میمانم و میمانی، میدانم و میدانی که چقدر هم تو مرا دوست داری ، هم من دیوانه توام…
چه خوب میفهمی در دلم چی میگذرد ، چی خوب معنا میکنی نگاهم را ، چه عاشقانه میشنوی حرفهایم را
پاسخ دل گرفته ام را با عشق میدهی، وقتی دلتنگم ، خبر داری از دل تنگم ،
وقتی تشنه دیدارم ، سیراب میکنی مرا عشقم
همه جا با همیم ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست راهی که بی تو رفته باشم…
همه جا خاطره ، همه جا عشق ، همه جا عطر حضور تو ، جایی نیست که نباشد عطر نفسهای تو
همه جا خاطره ، جایی نیست که نمانده باشد یادی از تو….
تویی که جان داده ای به تنم و این یاد تو است که نفس میدهد به این تنی که روحش در وجود تو است
روح عشق در وجودمان، این است روزهای زندگی مان ، با عشق روزمان شب میشود و با یاد هم شبهایمان را سر میکنیم…
همه جا با توام ،
تو اینجا همیشه در قلبمی و من آنجا باز هم به عشقت نفس میکشم…


تاريخ : یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 | 19:21 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
یک نفر درهمین نزدیکی ها

 چیزی به وسعت یک زندگی

برایت جاگذاشته است خیالت راحت باشد

 آرام چشمهایت راببند

یک نفر برای همه نگرانی هایت بیدار است

 یک نفر که از همه زیباییهای دنیا

 تنها تورا باور دارد


تاريخ : یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 | 0:11 | نویسنده : سپیده&مصطفی |


تاريخ : شنبه بیست و یکم آبان 1390 | 0:14 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

 

مرد من

هستی من

تو خود میدانی چگونه قلبم را تسخیر کرده ای

ذره ذره عاشقم کردی

ذره ذره در لا به لای دریچه های قلبم رخنه کردی

همین حالا که مینویسم چقدر دلتنگتم

دلتنگ نگاه کردنت

دلتنگ بوییدنت

اما تو همین جایی

درست وسط نیمکره های قلب من

امشب تا صبح در آغوش تو می خوابم

و حرفهای دلم را در گوش تو همچون لالایی زمزمه میکنم

آغوش گرمت را برویم باز کن

آغوشت امن ترین جای دنیاست برای من

من مال توام فقط مال تو

تو مال منی فقط مال من

دوستت دارم فرشته ی زمیني

 



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 | 23:25 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

برای تو می نویسم...

برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست
...

برای تويی كه احسا
سم از آن وجود نازنين توست ...

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...

برای تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است...

برای تويی كه قلبت پـا ك است ...

برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...

دوستت دارم آرزوی زیبای من



تاريخ : دوشنبه نهم آبان 1390 | 23:54 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
 

چه خوبه عاشقی اما فقط با تو

ببینم هرشب رؤیای چشماتو

چه احساس قشنگی من به تو دارم

چقدر خوبه که می دونی دوست دارم

چه خوبه اینکه حالم رو تو میدونی

همه حرفامو از چشام تو می خونی

تو دلواپسی هام هستی کنار من

میدونم قدر این عشق رو تو می دونی

چقدر خوبه که تو آرومی

چقدر خوبه همش تو جلو چشمامی

تو دنیامی ،  نفس هامی

چقدر خوبه که هر لحظه تو رؤیامی

چه خوبه اینکه باز هستی کنار من

توی تنهایی هام میای سراغ من

برای قلب غمگینم تو رویایی

نباشی میمیرم تو اوج تنهایی

چقدر خوبه که دوست دارم

نباشی دیگه دنیا بی تو دلگیره

چشام هر شب توی خوابم

سراغ چشمای نازتو میگیره

. . .

چقدر خوبه که می دونی دوست دارم

 



تاريخ : شنبه هفتم آبان 1390 | 1:30 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم
تقدیم به بهترین کسم


تاريخ : یکشنبه یکم آبان 1390 | 22:40 | نویسنده : سپیده&مصطفی |



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 | 8:10 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

سین مثل سكوت


گاهی دل تنگ می شود..برای خاطراتی که نقاب به چهره گرفته اند...

به حرف هایی که صدای خنده های قهقهانه اش دل آدم را می شکند....

نمی دانم....

فقط سکوت می کنم...فقط!!!



تاريخ : شنبه شانزدهم مهر 1390 | 23:37 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
روح از کنار پنجره سوی نگاهت می دود

                                          در خاطرم یاد تو را مغزم دمادم می جود

این لاشه را ول می کند روح سراسر عطر تو

                                          پشت تمامه میله ها این تکه پرپر می شود

من عینکم را میزنم٬بی من چه راحت می روی

                                           در سینه ضبط ات می کنم٬ لنزم نگاهم می شود

              ...مصطفی کوهستانی...



تاريخ : دوشنبه چهارم مهر 1390 | 21:44 | نویسنده : سپیده&مصطفی |


تاريخ : جمعه یازدهم شهریور 1390 | 13:9 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

ازدرخت شاخه در آفاق ابر،

برگ هاي ترد باران ريخته !

بوي لطف بيشه زاران بهشت،

با هواي صبحدم آميخته !

***

نرم و چابك، روح آب،

مي كند پرواز همراه نسيم .

نغمه پردازان باران مي زنند،

گرم و شيرين هر زمان چنگي به سيم !

***

سيم هر ساز از ثريا تا زمين .

خيزد از هر پرده آوازي حزين .

هر كه با آواز اين ساز آشنا،

مي كند در جويبار جان شنا !

***

دلرباي آب، شاد و شرمناك،

عشقبازي مي كند با جان خاك !

خاك خشك تشنه دريا پرست،

زير بازي هاي باران مست مست !

اين رود از هوش و آن آيد به هوش،

شاخه دست افشان و ريشه باده نوش !

***

مي شكافد دانه، مي بالد درخت،

مي درخشد غنچه همچون روي بخت!

باغ ها سرشار از لبخند شان،

دشت ها سرسبز از پيوندشان ،

چشمه و باغ و چمن فرزندشان !

***

با تب تنهائي جانكاه خويش،

زير باران مي سپارم راه خويش .

شرمسار ازمهرباني هاي او،

مي روم همراه باران كو به كو .

***

چيست اين باران كه دلخواه من است ؟

زير چتر او روانم روشن است .

چشم دل وا مي كنم

قصه يك قطره باران را تماشا مي كنم :

***

در فضا،

همچو من در چاه تنهائي رها،

مي زند در موج حيرت دست و پا،

خود نمي داند كه مي افتد كجا !

***

در زمين،

همزباناني ظريف و نازنين،

مي دهند از مهرباني جا به هم،

تا بپيوندند چون دريا به هم !

***

قطره ها چشم انتظاران هم اند،

چون به هم پيوست جان ها، بي غم اند .

هر حبابي، ديدهاي در جستجوست،

چون رسد هر قطره، گويد: - « دوست! دوست ... !»

مي كنند از عشق هم قالب تهي

اي خوشا با مهر ورزان همرهي !

***

با تب تنهائي جانكاه خويش،

زير باران مي سپارم راه خويش.

سيل غم در سينه غوغا مي كند،

قطره دل ميل دريا مي كند،

قطره تنها كجا، دريا كجا،

دور ماندم از رفيقان تا كجا !

***

همدلي كو ؟ تا شوم همراه او،

سر نهم هر جاكه خاطرخواه او !

شايد از اين تيرگي ها بگذريم .

ره به سوي روشنائي ها بريم .

مي روم، شايد كسي پيدا شود،

بي تو، كي اين قطره دل، دريا شود؟

 

...فریدون مشیری...



تاريخ : جمعه یازدهم شهریور 1390 | 13:5 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



تاريخ : چهارشنبه دوم شهریور 1390 | 0:57 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

عکس های  عاشقانه  - www.98ax.com

منوتو



تاريخ : چهارشنبه دوم شهریور 1390 | 0:29 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

کاغذ دیواری های عاشقانه  -  www.98ax.com

تقدیم به عزیزم۰۰۰



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 | 1:39 | نویسنده : سپیده&مصطفی |

ساعت حدودا 12

                  خواب به چشمانم حرام شده

  پنجره را باز می کنم... وسط اتاق می ایستم و سیگارم را روشن می کنم

 یک یا دو نفس عمیق کافیست تا عطر تنت را به یاد بیاورم

   ولی نه..

    میان این چهار دیوار سنگی نه..

 به ساعت نگاه میکنم

 سیگارم لحظه به لحظه ریه ام را تنگ تر میکند

 عمیق عمیق تر  

  نگاهم عقربه را نمی چرخاند

 ساعت حدود 6 دقیقه ی صبح....

 آخرین کام های سیگارم را هم میکشم  

 در خیالم تجسمت می کنم   

 آنقدر دور شده ای که نگاهت را به یاد نمی آورم.

 دلم می لرزد.../

 نه فراموشت نکرده ام... فقط اندکی فرصت.

 دست هایم می لرزد

 پاهایم می لرزد و آخرین سیگارم را هم روشن می کنم

 بی پروا اتاق را دور میزنم

 می چرخم و اتاق را زیر و رو می کنم

 مشکل امشب بتوانم کاغذ سفیدی پیدا کنم

 سوژه ای هم که ندارم

 مجبورم تو را نقاشی کنم

 نگاهت را       

حریر طلایی اوفتاده بر شانه هایت را

 سخت است باید طوری نقاشی ات کنم تا دیگران عاشقت نشوند

 ولی چگونه وقتی تو خود عاشق دیگرانی....

 کنار پنجره می ایستم

 اتاق را نگاه میکنم

 تنها نیستم فرشته مرگ نگران حال من است

 به ساعت نگاه می کنم

 حدود 12 دقیقه ی صبح

 دراز میکشم،چشم می بندم

 او هم امشب کنار من می خوابد.......//

....مصطفی کوهستانی.....


موضوعات مرتبط: شعرهای من

تاريخ : یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 | 17:5 | نویسنده : سپیده&مصطفی |
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس