تقدیم به مصطفی عزیزم


 

مرد من

هستی من

تو خود میدانی چگونه قلبم را تسخیر کرده ای

ذره ذره عاشقم کردی

ذره ذره در لا به لای دریچه های قلبم رخنه کردی

همین حالا که مینویسم چقدر دلتنگتم

دلتنگ نگاه کردنت

دلتنگ بوییدنت

اما تو همین جایی

درست وسط نیمکره های قلب من

امشب تا صبح در آغوش تو می خوابم

و حرفهای دلم را در گوش تو همچون لالایی زمزمه میکنم

آغوش گرمت را برویم باز کن

آغوشت امن ترین جای دنیاست برای من

من مال توام فقط مال تو

تو مال منی فقط مال من

دوستت دارم فرشته ی زمیني

 

برای تو مینویسم.....

برای تو می نویسم...

برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست
...

برای تويی كه احسا
سم از آن وجود نازنين توست ...

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...

برای تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است...

برای تويی كه قلبت پـا ك است ...

برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...

دوستت دارم آرزوی زیبای من